رضای مادر

رضای مادر

با یزید بسطامی گفت: آن که بازپسین کارها دانستم و پیش از همه بود، رضای مادر بود. آنچه در جمله مجاهدات و ریاضات غربت می جستم و نیافتم، سرانجام در آن یافتم که شبی مادر از من آب خواست، در کوزه و سبوی آب نبود، بر جوی رفتم و آب آوردم. مادر در خواب شده بود، شبی سرد بود، کوزه را نگه داشتم چون از خواب درآمد، آگاه شد و آب خورد و مرا دعا کرد و دید کوزه در دست من است گفت: چرا از دست ننهادی؟ گفتم: ترسیدم که تو بیدار شوی و من حاضر نباشم. پیامبر(ص) می فرماید سه گناه است که به آخر نمی رسد و کیفرش زود رس است. آزردن پدر و مادر، ظلم و ستم به مردم، بدی در مقابل نیکی. پدر و مادر چه بدکار باشند و چه نیکوکار، احترام آنها واجب است و آزردنشان از گناهان بزرگ است.



 
 


 

گروه: داستان های نوجوانان

نسخه چاپي

کد: 380

منبع:

زمان: 1387/3/1  14:7

 
پربازدیدترین
 





صفحه اول
تمام مطالب
بازی و سرگرمی
داستان و قصه
شعر
آموزشی
دانستنیها
گالری تصاویر
برترین ها
لبخند
معما