|
همه ی ما دوستانی داریم ،
اوقاتی رو با اونها میگذرونیم ، در شادی و غم هم شریکیم ، در مشکلات در
کنار هم هستیم ، از هم پشتیبانی میکنیم ، اما دوستی هم دارای مرتبه بندی
خاص خودشه ! هر کدوم از دوستان با توجه به عمق این رشته ی دوستی دارای
جایگاهی مخصوص به خود هستند ، بعضی محرم اسرارند و رازدار ، بعضی یک کم
کمتر و بعضی تنها یک دوست هستند. حد بالای آن رفاقته ، دوستی وقتی به عمق و
ژرفا برسه تبدیل میشه به رفاقت ، دو رفیق با هم جیبشون یکیه ، مشکل دیگری
مشکل خودشونه ، خانواده ی رفیق خانواده ی خودشونه و … اصلا حد و مرزی نیست
ما بینشان . اینجاست که میشن : رفیق شفیق ، اهل گرمابه و گلستان .
تا حالا به این فکر کردید که چه چیزی باعث آغاز دوستی شما شده ؟ یا به
عبارت بهتر نقطه ی شروع دوستی شما با دوستانتان کجا بوده ؟ گاهی فقط یک
لبخند و سلام باعث آغاز یک دوستی میشه و با گذر زمان آنچنان عمیق میشه که
دو دوست تبدیل میشوند به دو رفیق و یک روح در دو بدن . دوستی های دوران
کودکی خیلی راحت شروع میشد ، توی اون دنیای پاک و ساده و بی آلایش همه چیز
هم ساده بود ، به بهانه ی بازی ، کشیدن نقاشی و همکلاس بودن آغاز میشد و
رفته رفته اوج میگرفت ، بزرگ تر که شدیم معیار های دوستی هم طبیعتا دستخوش
تغییراتی شد ، گاهی دوستان قدیم غربال شدند و بعضی کنار رفتند ، دوستان
جدیدی وارد زندگی ما شدند که مشترکات نوینی با هم داشتیم و داریم و این
دوستی های جدید بر مبنای اون ها شکل گرفت ، اما آنها که ماندند دیگه
ماندگارند و جزو اصحاب . اما یک نکته ی خیلی مهم اینجاست : حفظ دوستی خوب و
رفاقت قدیمی خیلی سخته . چون مسئولیت ما در برابر دوست و رفیق خیلی زیاده و
وظایفمون در قبال رشته ی دوستی از دامنه ی گسترده ای برخوردار میشه .
پانوشت : وقتی دست دوستی به کسی دادی و یا علی گفتی باید تا آخرش بری ، تا
آخرین ایستگاه ، به هر قیمتی و هر خطری .
|