|
ما معتقديم:مساله«توسل»نيز شبيه مساله«شفاعت»است،اين مساله به صاحبان مشكلات معنوى و مادى اجازه مىدهد كه دستبه دامان اولياء الله بزنند تا به اذن الله حل مشكلاتشان را از خدا بخواهند،يعنى از يكسو خود به درگاه خدا روى مىآورند و از سوى ديگر اولياء الله را وسيله قرار مىدهند: «و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما»«اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و مرتكب معصيت مىشدند) به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند،و رسول خدا (ص) نيز براى آنها طلب آمرزش مىنمود خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند». (18) و نيز در داستان برادران يوسف (ع) مىخوانيم:«آنها به پدرشان متوسل شدند وگفتند:«يا ابانا استغفر لنا انا كنا خاطئين»«اى پدر!براى ما،از خدا آمرزش بخواه،چرا كه ما خطا كار بوديم!»پدر پير (يعقوب پيامبر) اين پيشنهاد را از آنها پذيرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت:«سوف استغفر لكم ربى»«به زودى براى شما از پيشگاه پروردگارم طلب آمرزش مىكنم». (19) اينها گواه بر اين است كه«توسل»در امتهاى پيشين بوده و هست. ولى نبايد از اين حد منطقى فراتر رفت،و اولياء الله را مستقل در تاثير و بى نياز از اذن خدا دانست كه سبب«شرك و كفر»خواهد شد. و نيز نبايد توسل به صورت عبادت اولياء الله در آيد كه آن هم«شرك و كفر»است،زيرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالك سود و زيانى نيستند: «قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله»«بگو:من (حتى) براى خودم مالك سود و زيانى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد» (20) غالبا در ميان گروهى از عوام از همه فرق اسلامى هميشه افراط و تفريطهايى در مساله توسل ديده مىشود كه بايد آنها را ارشاد و هدايت كرد. پی نوشت ها: 18-سوره نساء،آيه 64. 19-سوره يوسف،آيه 97 و 98. 20-سوره اعراف،آيه 188.
|